سلامت جسم

هورمون‌های شادی

نویسنده:
هورمون‌ها این قدرت را دارند که احساسات، خلق‌و‌خو و رفتار ما را کاملا دگرگون کنند. هنگامی كه هورمون‌ها تعادل دارند،‌ احساس می‌كنید كه تمام دنیا بر وفق مراد شما است، اما وقتی که تعادل هورمونی به هم بخورد، خیلی زود تاثیرات‌ این اتفاق را در بدن‌تان متوجه می‌شوید...
هورمون‌ها این قدرت را دارند که احساسات، خلق‌و‌خو و رفتار ما را کاملا دگرگون کنند. هنگامی كه هورمون‌ها تعادل دارند،‌ احساس می‌كنید كه تمام دنیا بر وفق مراد شما است، اما وقتی که تعادل هورمونی به هم بخورد، خیلی زود تاثیرات‌ این اتفاق را در بدن‌تان متوجه می‌شوید.
این یك درس است كه هیچ‌كس در مدرسه به ما یاد نداده است. این بار از سطح آن مواد شیمیایی شگرف، موادی که قدرت کنترل بدن و مغزمان را در اختیار دارند فراتر می‌رویم. برای داشتن زندگی شاد و آزادانه‌تر، کار با آن‌ها را یاد بگیریم نه این‌كه بخواهیم به مقابله با آن‌ها بپردازیم، بهتر است در آن‌ها تعادل ایجاد کنیم و این ممكن نیست جز این‌كه هورمون‌ها را بهتر بشناسیم.  به مدد دانش، ما نکاتی را در این مورد بیان می‌کنیم و برای روشن‌تر شدن بحث، تجربیات شخصی افرادی كه دگرگونی‌های هورمونی را تجربه كرده‌اند به عنوان تجربه‌هایی شخصی در این مطلب با شما در میان می‌گذاریم. این‌ها درس‌هایی است که در مدرسه باید می‌آموختیم اما از ما دریغ كردند. این یك اصل است؛ دانش یك توانایی است و به ما قدرت بیشتری می‌دهد.

در جست‌وجوی هورمون شادی
از بلوغ تا رسیدن به سن یائسگی،‌ هورمون‌های زنانه و تاثیرات‌شان ‌می‌تواند مثل مسیریابی در یک میدان مین باشد. بعد از تجربه تزریق هورمون‌های روزانه برای درمان آی‌وی‌آف(لقاح مصنوعی) هیچ‌کس بهتر از مریم در مورد تاثیر شگفت‌انگیز هورمون‌ها روی خلق‌و‌خو و حالت‌های روحی و جسمی نمی‌داند. او اینجا تجربه‌ی این دنیای پیچیده را با ما در میان گذاشته است:
قدرت انکار نشدنی هورمون‌ها وقتی که در دوره دو ماهه‌ای كه روی آی‌وی‌اف كار كردم، برایم روشن‌تر شد. 55‌هورمون را برای تولید تخمک‌ها برای گردآوری،‌ لقاح و انتقال جنین به من تزریق می‌کردند. در نگاه آدم‌های دنیای بیرون،‌ من شجاعانه و با لبخندی ثابت روی صورت در حال مبارزه با شرایط آزمایشگاهی لقاح بودم. اما پشت درهای بسته و در درون من، واقعیت هر چیزی می‌توانست باشد: در آن دوره‌ی سخت به شدت احساس تنهایی و سرگردانی ‌کردم. نیش بی‌امان سوزن و ران متورم. بارها و بارها گریه کردم،‌ فریاد زدم و خندیدم، بدون این‌که بدانم چرا. هورمون‌های مایع هر صبح با نیشی گزنده وارد بدنم می‌شدند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code