سرمقاله

سال حال خوب

نویسنده: حمید باباوند شماره: 182
محمدصادق و محمدسجاد عزیزم! بیایید اسم امسال را بگذاریم، سال حال خوب و از از همین اول راه با خودمان عهد كنیم، كارهایی كه حال‌مان را بد می‌كند انجام ندهیم. كارهایی كه دوست نداریم، به قول میرزااسماعیل‌دولابی كارهایی كه مال ما نیست. ...
محمدصادق و محمدسجاد عزیزم!
بیایید اسم امسال را بگذاریم، سال حال خوب و از از همین اول راه با خودمان عهد كنیم، كارهایی كه حال‌مان را بد می‌كند انجام ندهیم. كارهایی كه دوست نداریم، به قول میرزااسماعیل‌دولابی كارهایی كه مال ما نیست. كارهایی كه وقتی انجامش می‌دهیم، تمام نشده پشیمان هستیم. بیایید با خودمان قرار بگذاریم حرفی نزنیم كه بعد مجبور باشیم، در خلوت با خودمان كلنجار برویم كه چرا گفتم؟ بیایید امسال را بگذاریم سال خوش‌گذرانی!
وقتی كه كاری انجام ندهی كه حالت را خراب كند، به یقین سال و ماه و روزت خوش می‌شود. می‌گویید نه! از همین امروز امتحان كنید. می‌دانم كه مسیر ساده‌ای نیست، مثل خیلی كارهای دیگر كه دلمان می‌خواهد انجامشان بدهیم و نمی‌توانیم. مثل دیدارهایی كه انجام نمی‌شود، مثل وعده‌هایی كه عمل نمی‌شود. مثل ... مثل ...
اگر موافق باشید می‌توانیم امسال برای خودمان یك دفترچه ممنوع درست كنیم. اسمش می‌گذاریم دفترچه ممنوع تا یادمان باشد كه قرار نیست دیگران آن را ببینند و یا خودمان هر دقیقه دست بگیریم و بخوانیمش؛ دفترچه ممنوع است دیگر!
توی دفترچه ممنوع چیزهایی را می‌نویسیم كه حال‌مان را خراب می‌كند. چیزهایی كه بعد از انجام دادنش خوره به جان‌مان افتاده است كه كاش ندیده بودم، كاش نگفته بودم، كاش نشنیده بودم، كاش نرفته بودم، كاش ...
دفترچه ممنوع را یك گوشه پنهان می‌كنیم و هر بار كه یك كاش در ذهن‌مان طنین انداخت به سراغش می‌رویم و چند خط می‌نویسیم تا آرام بشویم. می‌نویسیم كه چه اشتباهی كردیم، چطور اشتباه كردیم و چرا اشتباه كردیم.
اگر دیدیم كه صفحات دفترچه زود به زود جوهری می‌شوند، با خودمان یك قرار دیگر هم می‌گذاریم، هر بار كه حال خوبی داشتیم و از موفقیت‌های‌مان شاد بودیم، یك بار دفترچه ممنوع را می‌خوانیم! شاید فكر كنید چه زمان بدی، اما واقعیت آن است كه خواندن دفترچه ممنوع در این زمان‌ها یك هدیه است. می‌توانیم به خودمان جایزه بدهیم كه با حذف اشتباهات موفق شده‌ایم حالِ خوب پیدا كنیم.
اگر دیدیم باز هم این صفحات دست از سیاه شدن بر نمی‌دارند، می‌رویم سراغ یك برنامه دیگر. دوشنبه هر هفته دو ساعت مانده به زمان خواب، یك گوشه خلوت پیدا می‌كنیم و دفترچه ممنوع را ورق می‌زنیم. مرور می‌كنیم كه كدام كار اشتباه بیشتر ما را به ای كاش انداخته است؛ چه زمان‌هایی بیشتر اشتباه كرده‌ایم و از فردایش تلاش می‌كنیم تا دوشنبه بعد نگذاریم به ای كاش بیفتیم. اگر كارنامه‌مان بعد از یك هفته خوب بود و صفحه‌ای به صفحات قبل اضافه نشده بود كه چه بهتر، كارمان تمام است و می‌توانیم با دل آرام از روزهای خوب‌مان لذت ببریم. اگر بعد از یك هفته صفحات زیادی به صفحات قبل اضافه نشده بود، یعنی می‌توانیم امیدوار باشیم كه در ادامه مسیر بهتر عمل كنیم. و اما اگر كه نتوانستیم در طول هفته از خودمان مراقبت كنیم تا كارنامه قبولی بگیریم، وقت آن است كه از دیگران كمك بگیریم. گذراندن یك دوره خود مراقبتی بهترین قدم برای شروع است. مثلا با خودمان قرار می‌گذاریم كه چهل روز یك كار خاص را با یك ترتیب و در یك ساعت خاص انجام بدهیم. این دوره‌ها را با فاصله كوتاه و با اشكال مختلف تكرار می‌كنیم و بعد دوباره می‌رویم سراغ كار با دفترچه ممنوع.
امیدوارم كه برای رسیدن به حال خوب به بیش از این نیاز نداشته باشید.